رکسانارکسانا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره
رادمانرادمان، تا این لحظه: 7 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

عروسک خشگل من

مامان رکسانا خانم و آقا رادمان

عیدت مبارک عزیزم

سلام عروسکم عیدت مبارک قربونت برم دقیقا 1 ساعت پیش سال جدید تحویل شد و تو با شروع سال نو در وجود من به تکاپو افتادی. هفته دیگه همین موقع تو حتما به دنیا اومدی و تو بغل من خودت رو جا کردی و داری از شیره وجودم تغذیه میکنی. امیدوارم سال جدید سال خوبی واسه همه باشه  و برای ما هم با وجود تو شیرین تر و پر برکت تر و با سلامتی کامل باشه. تو صحیح و سالم بیای و با خودت خیر و خوشی بیاری بابا آرش یه بابای نمونه بشه و .................کلا زندگی مون گلستون بشه دخترکم توام دستهاتو بالا بیار و از تو دل مامانی دعا کن یا قران ،یا الله،یا خدا به حق همین ساعت های اول سال هیچ کس رو ناامید نکن.خانواده یمنم ناامید نکن دل تو دلم نیست تا تو بیای ع...
30 اسفند 1391

دیگه چیزی نمونده

سلام عروسک خوشگل مامان خوبی ؟ دلم داره له له میزنه که بیای بغلم دیروز با بابایی رفتیم دکتر .خانم کرمانی نامه بستری مو نوشت واسه 3 شنبه هفته آینده. 6 فروردین باید برم بیمارستان بستری شم و شما عروسک ناز صبح 4 شنبه می یای بغل من فدای چشمات بشم. از خانم یمانی ام نوبت گرفتم واسه بیهوشی .خیلی استرس دارم قربونت برم. ولی تو که بیای وااااااااااااااااااااااااااای چه رنگ و بویی میدی به زندگی مون. بابا آرش که دل تو دلش نیست تا تو رو ببینه. 9 روزه دیگه تو تو بغل منی عزیز دل مامان. از شب ها چی بگم که نمی ذاری بخوابم.وای که چقدر دنده به دنده شدن واسه من سخته .باورت میشه تا صبح بیدار میشم.حتی بعضی موقع ها گریه ام میکنم ولی این شبها هم تمام...
28 اسفند 1391

برای دخترم

قسم بر درد زیبایی که از میلاد تو درجسم ودر جانم بپیچد قسم برناله های روشنی که شهد جانت را در این کامم بریزد   قسم برتو،قسم برمن،قسم براوکه مادربودنم راباوجودت بال وپرداد قسم برحرمت شامی که این نطفه براین جسم و بر جانم شررداد   نمی خواهم به حکم نام مادربودنم در بند من باشی همی خواهم شبی، روزی، دمی فرزندمن باشی   به حُرم عهد و پیمانی که با تو در نهان بندم به تو سوگند، تو فرزندم به این عهدم که پابندم   تو آزادی ، رهایی ، از همان روزی که می آیی نمی خواهم فداگردی،فناگردی دراین عشق اهورایی   تورا من رهنمایم ،ی...
21 اسفند 1391

شمارش معکوس

سلام عزیز دل مامان. انگار همین دیروز بود که سالگرد ازدواج من و بابا یی بود.کیت بارداری گداشتم و دو تا خط اومد. وای که چه روزهای سختی بود.اینکه اول دکتر ترسوندم که خارج از رحمی بود.و بعد و بعد و بعد. و امروز من و تو داریم روزشماری میکنیم .من واسه دیدن تو .و تو واسه نورانی کردن زندگی ما. امروز نوبت بهداشت داشتم.خانم شارقی بهداشت یار گفت که پاهام خیلی ورم داره و گفت درد هات شبیه دردهای زایمانه. من همش استرس دارم  ،نکنه تو دختر گلم زودتر به دنیا بیای .آخه هنوز یکی دو هفته ای وقت داری و بایئ تو دل مامان بخوابی .می خوام حتی شده یه روز بعد از عید به دنیا بیای.و یه سال خوب و پر برکت واسمون بیاری. تو که بیای تمام غصه های دنیا ...
19 اسفند 1391

هفته 34 بارداری

کودک شما وزن کودک شما در این هفته 1800 گرم و قد او 40 سانتی‌متر خواهد بود. در اثر رشد جنین، پوسته شکم مادر نازک شده و کم کم نور به جنین می رسد و او بر اثر این نور، عکس العمل‌هایی نشان می دهد. این امر در تشخیص روز و شب نیز به او کمک خواهد نمود تا بتواند چرخه خواب خود را کم کم درست کند. بدن شما آیا احساس می کنید که زیاد به پزشک مراجعه می کنید؟ تا چند هفته دیگر باید هر هفته به او مراجعه نمایید. پزشک باید مرتباً فشار خون شما را اندازه گیری کند تا در اثر بالا رفتن بیش از حد فشار، به جفت آسیبی نرسد. زیرا جفت وظیفه تغذیه املاح و مواد غذائی به جنین را بر عهده دارد و در اثر فشار خون بالا صدمه خواهد دید. به علاوه در این دوران م...
8 اسفند 1391
1